Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ یخ لخشک

تلفظ بین المللی : /jˈax lˈaxʃak/ تلفظ :‌ [j'ax l'axSak]
لغت نامه دهخدا
  • یخ
  • یخ بازی نمایشی
  • یخ بازی کردن
  • یخ بستن
  • یخ بند
  • یخ خرد کن
  • یخ خشک
  • یخ رود
  • یخ زار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

یخ لخشک. [ ی َ ل َش َ ] ( اِ مرکب ) یخی که بر روی آن می لغزند و لغزش می خورند. ( ناظم الاطباء ). || لغزش که اطفال دریخ بستن کنند و این بازی اطفال است. ( آنندراج ). یخ بازی. سرسره بازی. بازی لیز خوردن روی یخ :
باز از وصف ملحدی بیشک
می رود خامه ام به یخ لخشک.
اشرف ( از آنندراج ).

کلمات مرتبط

  • یخ
  • یخ بازی نمایشی
  • یخ بازی کردن
  • یخ بستن
  • یخ بند
  • یخ خرد کن
  • یخ خشک
  • یخ رود
  • یخ زار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات