Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یخ

تلفظ بین المللی : /jˈax/ تلفظ :‌ [j'ax]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • یخ بازی نمایشی
  • یخ بازی کردن
  • یخ بستن
  • یخ بند
  • یخ خرد کن
  • یخ خشک
  • یخ رود
  • یخ زار
  • یخ زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

یخ. [ ی َ ] ( اِ ) آب فسرده شده که بر اثر سرما جامد شده باشد و جمس و هتشه و هسر و هسیر نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). هَسَر. ( لغت فرس اسدی ). ثلج. جمد. جمود. جلید. خسر. آب منجمد از سردی. ( یادداشت مؤلف ). عینک از تشبیهات اوست. ( آنندراج ) ( غیاث ). فارسی جمد است. ( از نشوء اللغة ص 25 ). آب که بر اثر قرار گرفتن درهوای سرد در درجات زیر صفر فسرده باشد : همی باش پیش گشسب سوارچو بیدارگردد فقاع و یخ آر ...

فرهنگ عمید

آبی‌که از شدت سردی بسته و سفت شده باشد؛ هسر؛ هسیر؛ هتشه؛ کاشه.
⟨ یخ بستن: (مصدر لازم) منجمد شدن آب یا چیز دیگر از شدت سردی؛ فسرده شدن.
⟨ یخ کردن: (مصدر لازم)
۱. سرد شدن.
۲. [مجاز] دچار ترسیدن یا شگفت‌زدگی شدن.
۳. یخ زدن؛ فسرده شدن.

آبی که از شدت سردی بسته و سفت شده باشد، هسر، هسیر، هتشه، کاشه.* یخ بستن: (مصدر لازم ) منجمد شدن آب یا چیز دیگر از شدت سردی، فسر...

فرهنگ معین

(یَ ) [ اوس . ] (اِ. ) آبی که از سرما جامد شده باشد. ، ~ کسی نگرفتن کنایه از: الف - موفق نشدن . ب - مورد توجه قرار نگرفتن . ، ~کسی گرفتن کنایه از: کار او رونق گرفتن .

دانشنامه آزاد فارسی

یخ (شیمی). یَخ (شیمی)(ice)مادۀ جامد حاصل از انجماد آب. بی رنگ است و بلورهایی هگزاگونالدارد. مولکول های آب با پیوندهای هیدروژنیکنار یکدیگر قرار می گیرند. نقطۀ انجماد یخ ۰ درجه، در مقیاس سلسیوس (سانتی گراد) و رامور، و ۳۲ درجه در مقیاس فارنهایت، و مرجع اندازه گیری دما است. یخ براثر انجماد منبسط می شود و چگالی آن نسبت به آب کاهش می یابد،۰.۹۱۷۵ در پنج درجۀ سانتی گراد. لوله ها براثر همین پدیده می ترکن...

دانشنامه عمومی

یخ عبارت است از حالت جامد آب که چگالی آن ۰/۹ گرم در سانتیمتر مکعب است و به همین جهت در مقایسه با شکل آبگون آن (با چگالی ۱ گرم در سانتیمتر مکعب) سبک تر است و حالت شناور پیدا می کند. نقطهٔ انتقال میان آب جامد و مایع در فشار، یک اتمسفر صفر درجهٔ سانتیگراد و همچنین با صفر درجهٔ سلسیوس تعریف می شود. یخ فرم جامدِ آب است. تقریباً حدود یک درصد سطح زمین به وسیلهٔ یخسارهای وسیعی مانند نواحی قطب جنوب و گروئن...

مترادف و متضاد

بارد، یخ‌بندان

بی‌لطف، بی‌مزه، خنک، لوس

۱. بارد، یخبندان
۲. بیلطف، بیمزه، خنک، لوس

ice (اسم)
یخ، خونسردی و بی اعتنایی

واژه نامه بختیاریکا

( یِخ ) صوتی جهت نهیب زدن به بز
رِچِلَک؛ رِچ

فرهنگستان زبان و ادب

{ice} [علوم جَوّ] شکل جامد و بلوری آب در جَوّ به صورت بلورهای برف و تگرگ و گویچه یخ

کلمات مرتبط

  • یخ بازی نمایشی
  • یخ بازی کردن
  • یخ بستن
  • یخ بند
  • یخ خرد کن
  • یخ خشک
  • یخ رود
  • یخ زار
  • یخ زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات