( گوهر زا ی ) ( صفت ) ۱ - آنچه گوهر زاید آنچه که از آن گوهر بر آید : نگویمت چو زبان آوران رنگ آمیز که ابر مشک فشانی و بحر گوهر زای . ( سعدی ) ۲ - گوهر فروش جواهری . ۳ - سخی کریم . ۴ - هنرمند . ۵ - فصیح و بلیغ . ۶ - عاقل و کامل . ۷ - بزرگ زاده اصیل . ۸ - عادل دادگستر . ۹ - چیزی که از گوهر ساخته شده.