Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گول گردیدن

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːl ɡardˈidan/ تلفظ :‌ [g'u:l gaRd'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گل به او گریدن
  • گل به گم گریدن
  • گل گریدن
  • گیل گریدن
  • گول
  • گول تپه
  • گول حاج
  • گول خور
  • گول خورده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گول گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) گول شدن. احمق شدن. احمق و ابله شدن. || در بیت ذیل از مولوی ، معنی وقت تلف کردن. بیهوده وقت گذراندن را می دهد :
کی نظاره اهل بخْریدن بود
آن نظاره گول گردیدن بود.
مولوی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) احمق شدن ابله گشتن .

کلمات مرتبط

  • گل به او گریدن
  • گل به گم گریدن
  • گل گریدن
  • گیل گریدن
  • گول
  • گول تپه
  • گول حاج
  • گول خور
  • گول خورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات