گوشوارک . [ گوش ْ رَ ] (اِ مصغر) مصغر گوشوار. گوشوار خرد. گوشوار کوچک . رجوع به گوشوار شود. || در قاعده ٔ بعضی از برگهای دو صفحه ٔ کوچک یا بزرگ وجود دارد که آن را گوشوارک مینامند . رجوع به واژه های مصوب فرهنگستان شود. || دو پاره گوشت خرد که زیر گوش گوسفندان آویخته است . (یادداشت مؤلف ). رعثاء. رعث . زنمة. (از منتهی الارب ). رجوع به زنه و رعث و رعثاء در همین لغت نامه شود. || در اصطلاح بنایان لغاز ...
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) زائده ها یا گوشواره های کوچک دنبالۀ برگ، استیپول. ۲. [قدیمی] گوشوار کوچک.
فرهنگ فارسی
هر لنگه از دو لنگه ساختار برگمانند در دو سوی دمبرگچه که به شکل خار یا غده است
۱ - گوشوار کوچک . ۲ - دوپاره گوشت خرد که زیر گوش گوسفندان آویخته رعثائ رعث . ۳ - آنست که بردو جانب در ورودی عمارت دو ستون بنا کنند آنگاه برای زیبایی از دو طرف و یا فقط طرف خارجی هر ستون را نیم آجر عقب تر بنا کنند . ۴ - هر یک از برگه های کوچک یا نسبه بزرگی که در قاعد. دمبرگ غالب برگها وجود دارد . گوشوارک باشکال مخت...
دانشنامه عمومی
گوشوارک در یک گیاه زایدهٔ یک برگ است که غالباً یه صورت جفت از قاعدهٔ دمبرگ منشأ می گیرد.