کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گوشت-سرخ-کرده | کلماتور
معنی کلمه : گوشت سرخ کرده
تلفظ بین المللی :
/ɡˈuʃt sarxakˈardeː/
تلفظ :
[g'uSt saRxak'aRde:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ساندویچ گوشت گاو سرخ کرده
گوشت سرخ شده در دیگ
ورقه نازک گوشت سرخ کردنی
خنو گوش سرخ
شهری گوش سرخ
گوشه گیر سرخ گون
سر گوشی گفتن
فراوردۀ گوشتی سرد
گشت برف سُری
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
fry
(اسم)
گروه، بریانی، تخم، تهییج، گوشت سرخ کرده، حیوان نوزاد
کلمات مرتبط
ساندویچ گوشت گاو سرخ کرده
گوشت سرخ شده در دیگ
ورقه نازک گوشت سرخ کردنی
خنو گوش سرخ
شهری گوش سرخ
گوشه گیر سرخ گون
سر گوشی گفتن
فراوردۀ گوشتی سرد
گشت برف سُری
نظرات