کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گلو-بازبریدن | کلماتور
معانی کلمه : گلو بازبریدن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈalu bɑzborˈidan/
تلفظ :
[g'alu bAzboR'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گلو
گلو افشار
گلو افشاردن
گلو اونگ
گلو بریدن
گلو بندک
گلو تر کردن
گلو تر کن
گلو جار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گلو بازبریدن. [ گ ُ / گ َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) جدا کردن سر از بدن. ذبح. و رجوع به گلو بریدن شود.
فرهنگ فارسی
جدا کردن سر از بدن . ذبح
کلمات مرتبط
گلو
گلو افشار
گلو افشاردن
گلو اونگ
گلو بریدن
گلو بندک
گلو تر کردن
گلو تر کن
گلو جار
نظرات