کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گفتگو-کردن | کلماتور
معانی کلمه : گفتگو کردن
تلفظ بین المللی :
/ɡoftˈoɡu kˈardan/
تلفظ :
[goft'ogu k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با خود گفتگو کردن
بیشرمانه گفتگو کردن
صمیمانه گفتگو کردن
محرمانه گفتگو کردن
نشست و گفتگو کردن
گفت و گو کردن
گفتار کردن
شایعه گفتن و یا پخش کردن
گفته خود را تکذیب کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گفتگو کردن. [ گ ُ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سخن گفتن. مذاکره کردن. رجوع به گفتگو و گفتگوی و گفتار شود.
فرهنگ فارسی
سخن گفتن . مذاکره کردن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
speak (فعل)سخن گفتن، گفتگو کردن، صحبت کردن، سخنرانی کردن، حرف زدن، تکلم کردن، دراییدنargue (فعل)دلیل اوردن، مشاجره کردن، سر و کله زدن، استدلال کردن، بحی کردن، گفتگو کردنdiscuss (فعل)بحی کردن، گفتگو کردن، مطرح کردن، با دقت به کردنcommunicate (فعل)گفتگو کردن، معاشرت کردن، ارتباط برقرار کردن، مکاتبه کردن، کاغذ نویسی کردن، مراوده کردن، فرا فرستادنnegotiate (فعل)گفتگو کردن، مذاکره کردن، تبادل نظر کردن،...
کلمات مرتبط
با خود گفتگو کردن
بیشرمانه گفتگو کردن
صمیمانه گفتگو کردن
محرمانه گفتگو کردن
نشست و گفتگو کردن
گفت و گو کردن
گفتار کردن
شایعه گفتن و یا پخش کردن
گفته خود را تکذیب کردن
نظرات