کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گفتار-کردن | کلماتور
معانی کلمه : گفتار کردن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈoftɑr kˈardan/
تلفظ :
[g'oftAR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گرفتار کردن
اشتباه در گفتار یا کردار
بطمع طعمه یا سودی گرفتار کردن
گرفتار غل و زنجیر کردن
گرفتار مخمصه کردن
گرفتار و اسیر کردن
رفتار کردن
گذار کردن
گزار کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گفتار کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صحبت کردن. حرف زدن. سخن راندن :
سرو بلند بین که چه رفتار میکند
شوخ شکردهن که چه گفتار میکند.
سعدی ( خواتیم ).
سرو ایستاده به چو تو رفتار میکنی
طوطی خموش به چو تو گفتار میکنی.
سعدی ( بدایع ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سخن گفتن صحبت کردن : سرو بلند بین که چه رفتار میکند . شوخ شکر دهن که چه گفتار میکند . ( خواتیم سعدی )
کلمات مرتبط
گرفتار کردن
اشتباه در گفتار یا کردار
بطمع طعمه یا سودی گرفتار کردن
گرفتار غل و زنجیر کردن
گرفتار مخمصه کردن
گرفتار و اسیر کردن
رفتار کردن
گذار کردن
گزار کردن
نظرات