معانی کلمه : گریزپا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. فراری، گریزان.
۲. کسی که زود از برابر کسی یا چیزی بگریزد.
۲. کسی که زود از برابر کسی یا چیزی بگریزد.
فرهنگ معین
( ~ . ) (ص مر. ) ۱ - فراری . ۲ - بی دوام .
مترادف و متضاد
فراری، متواری
lubricious (صفت)
بی قرار، هرزه، پر شهوت، نرم، لیز، گریز پا
واژه نامه بختیاریکا
شَراک؛ گروسا؛ تارا
