کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گریزان-شدن | کلماتور
معانی کلمه : گریزان شدن
تلفظ بین المللی :
/ɡorˈizɑn ʃˈodan/
تلفظ :
[goR'izAn S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گریان شدن
دست به گریبان شدن
گران شدن
گران گوش شدن
گردان شدن
گران تمام شدن برای کسی
گران آواز شدن
گران اواز شدن
گران رفتار شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گریزان شدن. [ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گریختن. فرار کردن :
گریزان بشد بهمن اردوان
تنش خسته از تیر و تیره روان.
فردوسی.
بسی عذرخواهی نمودش که زود
گریزان شو و جان ببر همچو دود.
سعدی ( بوستان ).
و از صحبت خلق گریزان شود. ( مجالس سعدی ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گریختن فرار کردن : بطریق خدعه و فریب گریزان شد .
کلمات مرتبط
گریان شدن
دست به گریبان شدن
گران شدن
گران گوش شدن
گردان شدن
گران تمام شدن برای کسی
گران آواز شدن
گران اواز شدن
گران رفتار شدن
نظرات