Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گردنی کردن

تلفظ بین المللی : /ɡardˈani kˈardan/ تلفظ :‌ [gaRd'ani k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • گرانی کردن
  • گردن خم کردن
  • گردن درازی کردن
  • گردن غنچه کردن
  • گردن نرم کردن
  • گردن کج کردن
  • دوره گردی کردن
  • مغازه گردی کردن
  • هرزه گردی کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گردنی کردن. [ گ َ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از سرکشی و نافرمانی کردن باشد. ( برهان ) :
بار خدائی به سرت اندر است
مردم را گر نکنی گردنی.
ناصرخسرو.

فرهنگ معین

( ~ . کَ دَ ) (مص ل . ) سرکشی کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سرکشی کردن نافرمانی کردن .

کلمات مرتبط

  • گرانی کردن
  • گردن خم کردن
  • گردن درازی کردن
  • گردن غنچه کردن
  • گردن نرم کردن
  • گردن کج کردن
  • دوره گردی کردن
  • مغازه گردی کردن
  • هرزه گردی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات