کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دوره-گردی-کردن | کلماتور
معنی کلمه : دوره گردی کردن
تلفظ بین المللی :
/dorˌahaɡrˈadi kˈardan/
تلفظ :
[doR,ahagR'adi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دوره گردی
دوره گردی و داد و ستد بر روی الاغ
رأی گری میان دوره ای
دوره گرد
دوره گردش
فروشنده دوره گرد
فروشنده دوره گرد و جارزن
کاسب دوره گرد
کتاب فروش دوره گرد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
hawk (فعل)فروختن، دوره گردی کردن، سینه صاف کردن، با باز شکار کردن، طوافی کردن، جار زدن و جنس فروختنcadge (فعل)اخاذی کردن، گره زدن، باربری کردن، دوره گردی کردنpeddle (فعل)دوره گردی کردن، طوافی کردن...
کلمات مرتبط
دوره گردی
دوره گردی و داد و ستد بر روی الاغ
رأی گری میان دوره ای
دوره گرد
دوره گردش
فروشنده دوره گرد
فروشنده دوره گرد و جارزن
کاسب دوره گرد
کتاب فروش دوره گرد
نظرات