معانی کلمه : گران خیز
لغت نامه دهخدا
گران خیز. [ گ ِ ] ( نف مرکب ) به معنی گران پای. ( آنندراج ). دیربلندشونده و سخت از جای برخیزنده :
اگرچه شیرپیکر بود پرویز
ملک بود و ملک باشد گران خیز.از گران خیزان خواب صبح فصل گل مباش
میرسد خوابی که بیداری فراموشت شود.
اگرچه شیرپیکر بود پرویز
ملک بود و ملک باشد گران خیز.از گران خیزان خواب صبح فصل گل مباش
میرسد خوابی که بیداری فراموشت شود.
فرهنگ عمید
آن که دیر از جا برخیزد، دیرجنب: از گران خیزان خواب صبح فصل گل مباش / می رسد خوابی که بیداری فراموشت شود (رضی دانش: لغت نامه: گران خیز ).
