Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گران

تلفظ بین المللی : /ɡˈerɑn/ تلفظ :‌ [g'eRAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • گران امدن
  • گران اندام
  • گران اواز
  • گران تمکین
  • گران تن
  • گران جانی
  • گران جسم
  • گران جنبش
  • گران خاطر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گران . [ گ ِ ] (اِخ ) یکی از دهکده های توابع کجور است . (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 28، 30، 109).

گران . [ گ ِ ] (اِخ ) اولیس . ژنرال آمریکایی متولد در من پلیزنت . وی در جنگ سسسیون ضد آمریکائیان جنوبی به فتوح...

فرهنگ عمید

دستۀ جو یا گندم دروکرده.

۱. [مقابلِ سبک] سنگین.۲. [مقابلِ ارزان] پربها.۳. [مجاز] ناپسند؛ ناگوار.۴. [مجاز] عمیق؛ سنگین: ◻︎ آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد / خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد (صائب: ۸۶۷).۵. [قدیمی، مجاز] مشکل؛ دشوار.۶. [قدیمی، مجاز] سخت؛ شدید.۷. [قدیمی، مجاز] فراوان؛ انبوه.۸. (اسم، صفت) [قدیمی، مجاز] آنکه معاشرت با او سبب رنجش می‌شود؛ گران جان....

فرهنگ معین

سنگی ( ~ . سَ) (حامص .) سنگینی ، وقار.

شدن ( ~ . شُ دَ) (مص ل .) 1 - سنگین شدن ، وزین شدن . 2 - بالا رفتن نرخ .

(گِ) [ په . ] (ص .) 1 - سنگین ، ثقیل . 2 - پربها. 3 - بسیار، بی شمار. 4 - سنگینی ، سنگینی غم . 5 - ناگوار، ناپسند. 6 - طاقت فرسا، مشکل . 7 - عظیم ، بزرگ . 8 - مؤثر، کاری .

سنگی ( ~ . سَ ) (حامص . ) سنگینی ، وقار. شدن ( ~ . شُ دَ ) (مص ل . ) ۱ - سنگین شدن ، وزین شدن ....

فرهنگ فارسی

سنگین، نقی سبک، پربها، نقیض ارزان( صفت ) ۱ - سنگین ثقیل وزین مقابل سبک خفیف : سین. تنگ من وبار غم او هیهات . مرد این بار گران نیست دل مسکینم . ( حافظ ) ۲ - سخت شدید : چنین گفت کاین بار رزمی گران بسازید هم پشت یکدیگران . ( اسدی ) ۳ - بزرگ عظیم : اگر من گناهی گران کردهام و گر کیش اهریمن آورده ام ... ۴ - آنچه قیمتش بنسبت اشیای دیگر زیاد باشد ثمین مقابل ارزان : همه بر سران افسران گران بزراندرون پیکر ا...

دانشنامه عمومی

گران ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:گران (خاش)گران (سرباز)گران (فومن)wiki: ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان کهنوک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.wiki: بخش مرکزی شهرستان فومن در استان گیلان ایران است.این روستا در دهستان لولمان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷۰ نفر (۶۳خانوار) ب...

گویش اصفهانی

تکیه ای: gerun
طاری: gerun
طامه ای: gerun
طرقی: gorun
کشه ای: gorun
نطنزی: gerun

مترادف و متضاد

سخت، شدید

دشوار، صعب، مشکل

بزرگ، سترگ، عظیم

پرقیمت، قیمتی، گرانبها

انبوه، بسیار، زیاد، فراوان

ثقیل، سنگین، وزین ≠ ارزان، سبک، نازل

تحمل‌ناپذیر، زننده، غیرقابل‌تحمل، ناگوار

۱. ثقیل، سنگین، وزین ۲. پرقیمت، قیمتی، گرانبها ۳. سخت، شدید ۴. بزرگ، سترگ، عظیم ۵. انبوه، بسیار، زیاد، فراوان ۶. دشوار، صعب، مشکل ۷. تحملناپذیر، زننده، غیرقابلتحمل، ناگوار ≠ ارزان، سبک، ...

واژه نامه بختیاریکا

گز گِرُو

کلمات مرتبط

  • گران امدن
  • گران اندام
  • گران اواز
  • گران تمکین
  • گران تن
  • گران جانی
  • گران جسم
  • گران جنبش
  • گران خاطر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات