Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گازرکاری

تلفظ بین المللی : /ɡˌɑzorkˈɑri/ تلفظ :‌ [g,AzoRk'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • گازرخانی
  • گازروار
  • گازرگری
  • گازفشاری بافه
  • گازفشاری کابل
  • گزافکاری
  • کمال الدین حسین گازرگاهی حسین
  • گرزکاری
  • حسین گازرگاهی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

گازرکاری. [ زُ / زَ ] ( حامص مرکب ) شغل گازر. کار گازر :
گازرکاری صفت آب شد
رنگرزی پیشه مهتاب شد.
نظامی.

فرهنگ عمید

گازری کردن، شغل و عمل گازر.

کلمات مرتبط

  • گازرخانی
  • گازروار
  • گازرگری
  • گازفشاری بافه
  • گازفشاری کابل
  • گزافکاری
  • کمال الدین حسین گازرگاهی حسین
  • گرزکاری
  • حسین گازرگاهی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات