کیک . [ ی َ ] (اِ مصغر) مصغر کی . فلان . فلانه . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کیک و کیک ؛ فلان و فلان . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کَک#NAME?
نوعی شیرینی که از آرد، تخممرغ، شیر، شکر، و مانندِ آن تهیه میشود.
مردمک چشم: ◻︎ خشم آمدْش و همانگه گفت ویک / خواست کاو را برکند از دیده کیک (رودکی: ۵۳۷).
(کِ) (اِ.) نک کک .
(کَ یا کِ) (اِ.) مردمک چشم ، مردم چشم .
(کِ) [ انگ . ] (اِ.) نوعی شیرینی که به وسیلة آرد و تخم مرغ و شیر و غیره تهیه می شود و با خامه یا شکلات و انواع میوه ها تزیین می شود.
کرم کدو