کیش . (اِخ ) شهری است به ماوراءالنهر نزدیک سمرقند که در این زمان او را شهر سبز خوانند. (فرهنگ اوبهی ). رجوع به کش شود.
کیش . (اِخ ) از شهرهای اکد بوده است . (ایران باستان ج 1 ص 113).
ترکش#NAME?
نوعی پارچه از جنس کتان؛ خیش.
۱. دین؛ مذهب.
۲. [قدیمی] روش؛ آیین.
۱. (ورزش) در شطرنج، حالتی که در آن شاه بهوسیلۀ یکی از مهرههای حریف تهدید میشود.
۲. (شبه جمله) (ورزش) در شطرنج، هنگام کیش دادن به شاه حریف گفته میشود.
۳. (شبه جمله) [عامیانه] هنگام دور کردن پرندگان به کار میرود.
(اِ.) جعبه ، تیردان .
(اِ.) نوعی پارچه که از کتان بافند.
[ په . ] (اِ.) دین ، مذهب ، آیین .
(اِ.) 1 - پر مرغ (مطلقاً). 2 - پری که بر تیر نصب می کردند (خصوصاً) تیر چارکیش : تیر چهار پر.
(اِ.) 1 - حرکتی در بازی شطرنج که باعث تهدید شاه شده و شاه ناگزیر به تغییر خانه خود می شود. 2 - کلمه ای برای راندن پرندگان .
شمشاد نوعی گیاه که در گیلان از ان جارو درست می کنند و به آن کیش خال می گویند
شمشاد
۱شاش ادرار ۲کش شلوار ۳فراری ۴لفظی برای رم دادن مرغ
نوعى روسرى ابریشمى بزرگ و حاشیهدار.
شمشاد
روسری، مقنعه
ترکش، تیردان، جوله
آیین، دین، شرع، شریعت، طریقت، طریقه، مذهب، مسلک، مشرب، نحله
۱. آیین، دین، شرع، شریعت، طریقت، طریقه، مذهب، مسلک، مشرب، نحله
۲. ترکش، تیردان، جوله
۳. روسری، مقنعه
۴. شمشاد