کونه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) به معنی کونسته است که کفل و سرین آدمی باشد. ( برهان ).کونسته. ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). سرین و قیل طرف سرین. ( فرهنگ رشیدی ). سرین و جفته و کفل آدمی و اسب. ( ناظم الاطباء ). هر یکی از دو طرف نشستنگاه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : پس شیرین را گفت او را برهنه کن تا همه اندام وی بنگرم. او را برهنه کرد همه اندام او درست بود مگر که کونه چپ او کهتر از آن راست بود. (...
فرهنگ معین
(نِ ) (اِ. ) ته چیزی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - کونسته ۲ - ته چیزی : زن آبستن که سیب را با کونه اش گاز بزند روی پشت بچه اش چال می افتد .
دانشنامه عمومی
کونه، (به فنلاندی: KONE، تلفظ بر وزن دوره) شرکت خدمات مهندسی فنلاندی است، که در سال ۱۹۱۰ تأسیس شد و ساختمان مرکزی آن، در شهر اسپو، فنلاند قرار دارد.شرکت کونه، چهارمین تولیدکننده دستگاه های آسانسور در سراسر جهان است، همچنین تولیدکننده پله های برقی نیز می باشد. این شرکت، در زمینه نصب و خدمات تعمیر و نگهداری نیز فعالیت می کند. شرکت کونه دارای بیش از ۸۰۰ شعبه و مراکز ارائه خدمات، در بیش از ۴۰ کشور جها...