Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کندیده

تلفظ بین المللی : /kandˈideː/ تلفظ :‌ [kand'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • عصام کندیه
  • کردیده
  • کنجیده
  • کندیدن
  • کدیده
  • کن دیده
  • کندیره
  • شهرستان کندیوهای مینه سوتا
  • عکاسی کندید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

کندیده . [ ک َ دَ / دِ ] (ن مف ) کنده . (فرهنگ فارسی معین ). کنده شده : ظلم الارض ؛ کند زمین را در غیر جای کندیده . (منتهی الارب از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || واداشته به کندن . (فرهنگ فارسی معین ): زاب نام پادشاهی است از پادشاهان فرس که این همه انهار کندیده ٔ اوست . (منتهی الارب از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به منتهی الارب ذیل «زوب » شود....

فرهنگ عمید

کنده.

کلمات مرتبط

  • عصام کندیه
  • کردیده
  • کنجیده
  • کندیدن
  • کدیده
  • کن دیده
  • کندیره
  • شهرستان کندیوهای مینه سوتا
  • عکاسی کندید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات