کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کنده پیر
تلفظ بین المللی :
/kˈondeː pˈir/
تلفظ :
[k'onde: p'iR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پیر احمد کندی
اندیس مرمریت پیر کندی
گورستان پیر احمد کندی
پیری کندی
کُنده
کنده
کُنده چوب
کُنده گیر
کنده روی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کنده پیر. [ک َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) زن پیر و پیره زال. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گنده پیر و المعرب جوالیقی ص 272 شود.
فرهنگ فارسی
زن پیر و پیره زال
کلمات مرتبط
پیر احمد کندی
اندیس مرمریت پیر کندی
گورستان پیر احمد کندی
پیری کندی
کُنده
کنده
کُنده چوب
کُنده گیر
کنده روی
نظرات