Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کمینگه

تلفظ بین المللی : /kˈaminɡˌah/ تلفظ :‌ [k'aming,ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فشار شنیدپذیری کمینه
  • قطر کمینه
  • کمینه
  • کمینه سازی
  • کمینه سازی پسماند
  • کمینه کردن
  • کمینه گرا
  • کمینه گرایی
  • کمینگاه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کمینگه. [ ک َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) کمینگاه. ( فرهنگ فارسی معین ) : دورویه چو لهاک و فرشیدوردز راه کمینگه گشادند گرد.فردوسی.نهانی همی راه بی ره گرفت به کردار شیران کمینگه گرفت.فردوسی.بدان تا در آن بیشه ساران چو شیرکمینگه کند با یلان دلیر.فردوسی.همی تخت زرین کمینگه کنیدز پیوستگی دست کوته کنید.فردوسی.نهاد از کمینگه بر آن اژدهاکز او پیل جنگی نیابد رها.اسدی.ز عدل شامل او بوی آن همی آیدکه در کمینگه شیرا...

فرهنگ فارسی

کمینگاه

کلمات مرتبط

  • فشار شنیدپذیری کمینه
  • قطر کمینه
  • کمینه
  • کمینه سازی
  • کمینه سازی پسماند
  • کمینه کردن
  • کمینه گرا
  • کمینه گرایی
  • کمینگاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات