کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کمینه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کمینه کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈaminˌeː kˈardan/
تلفظ :
[k'amin,e: k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
کمانه کردن
کمین کردن
کینه جویی کردن
زمینه برچینی کردن
زمینه چینی کردن
کادنه
کمینه
کمینه سازی
کمینه سازی پسماند
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
تبدیل اندازۀ پنجره به کوچکترین حد آن یا تبدیل آن به نشانهای در نوار وظیفه
مترادف و متضاد
minimize
(فعل)
دست کم گرفتن، به حداقل رساندن، کمینه کردن، کمینه ساختن، کوچک شمردن
فرهنگستان زبان و ادب
{minimize} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] تبدیل اندازۀ پنجره به کوچک ترین حد آن یا تبدیل آن به نشانه ای در نوار وظیفه
کلمات مرتبط
کمانه کردن
کمین کردن
کینه جویی کردن
زمینه برچینی کردن
زمینه چینی کردن
کادنه
کمینه
کمینه سازی
کمینه سازی پسماند
نظرات