معانی کلمه : کله سر
لغت نامه دهخدا
کله سر. [ ] (اِخ ) دهی از دهستان خرقان است که در بخش آوج شهرستان ساوه واقع است و 128 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
فرهنگ عمید
کلمه ای که از حروف اول پنج کلمۀ کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا، ریمیا که در نزد قدما از علوم سرّی بود، ساخته شده.
فرهنگ فارسی
از کوههای بلند پیشکوه است که بین دره رود خانه دیاله و آبدیز واقع است و رودخانه دیاله پس از عبور ار این کوه چندین پیچ می خورد و به دجله ملحق میگردد.
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
در مقام توهین و تحقیر به فرد کچل گفته شود
۱بر روی خط شیاه ۲عدم خروج خیش از شیار ۳لب جوب
/kele sar/ بر روی خط شیاه - عدم خروج خیش از شیار ۳لب جوب & در مقام توهین و تحقیر به فرد کچل گفته شود
