Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کشتی گر

تلفظ بین المللی : /koʃtˈiɡar/ تلفظ :‌ [koSt'igaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کشتی گرفتن
  • کشتی گرفتگی
  • کشتی گره شدن
  • کشتی بادبان دار کلاس ادمیرال گریگوروویچ
  • کشتی مین روب کلاس الگرین
  • کشتی کچ گردان سیستانی
  • کشتی گردشگری لیریکا کلاس
  • کشتی گردشی
  • گره کشتی هوایی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کشتی گر. [ ک ُ گ َ / گ ِ ] (ص مرکب ) کشتی گیر. آنکه کشتی گیرد :
نه با کشتی گران زور آزمایم
نه با میخوارگان رامش فزایم .

(ویس و رامین ).


کشتی گر. [ ک َ / ک ِ گ َ ] (ص مرکب ) کشتی ساز. (ناظم الاطباء)(آنندراج ) : چون از این کارها فارغ شدند کشتی گران کشتیها می س...

فرهنگ فارسی

( صفت ) کشتی ساز .
کشتی گیر . آنکه کشتی گیرد.

کلمات مرتبط

  • کشتی گرفتن
  • کشتی گرفتگی
  • کشتی گره شدن
  • کشتی بادبان دار کلاس ادمیرال گریگوروویچ
  • کشتی مین روب کلاس الگرین
  • کشتی کچ گردان سیستانی
  • کشتی گردشگری لیریکا کلاس
  • کشتی گردشی
  • گره کشتی هوایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات