Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کسله

تلفظ بین المللی : /kesˈeleː/ تلفظ :‌ [kes'ele:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • کسله ایالت
  • کسله شهر
  • دیلم کله
  • دیلمی کله
  • رضا کلهر
  • سحابی کلّه اسب
  • سر و کله زدن
  • زیارت کله
  • عجمی کله بوز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

کسلة. [ ک َ س ِ ل َ ] (ع ص ) مؤنث کسل به معنی زن سست و کاهل . کسلانة. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

( کسلة ) کسلة. [ ک َ س ِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث کسل به معنی زن سست و کاهل. کسلانة. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مونث کسل بمعنی زن سست و کاهل

گویش مازنی

ملاقه ای که دسته اش کج باشد

/kesle/ ملاقه ای که دسته اش کج باشد

کلمات مرتبط

  • کسله ایالت
  • کسله شهر
  • دیلم کله
  • دیلمی کله
  • رضا کلهر
  • سحابی کلّه اسب
  • سر و کله زدن
  • زیارت کله
  • عجمی کله بوز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات