معانی کلمه : کربوهیدرات تخمیرپذیر
فرهنگ فارسی
کربوهیدراتی که در برابر فعالیت زیمایهها/ آنزیمهای تجزیهکنندۀ نشاسته در بزاق دهان حساس است
فرهنگستان زبان و ادب
{fermentable carbohydrate} [تغذیه] کربوهیدراتی که در برابر فعالیت زی مایه ها/ آنزیم های تجزیه کنندۀ نشاسته در بزاق دهان حساس است
