Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کتماره

تلفظ بین المللی : /katmˈɑreː/ تلفظ :‌ [katm'ARe:]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • کتاره
  • کتاره بند
  • کتاره زدن
  • دونای زرین کتاره
  • کاماره سور مر
  • کامارهاتی
  • سما کاره
  • کاباره
  • کاره
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

کتماره. [ ک َ رَ] ( اِخ ) نام پهلوانی ایرانی. پسر قارن :
سوی راست جای فریبرز بود
به کتماره قارنان داد زود.
فردوسی ( شاهنامه ٔچ بروخیم ج 5 ص 1228 ).

دانشنامه آزاد فارسی

کَتماره(یا: کتمارۀ قارَنان ) در شاهنامۀ فردوسی، دلاور ایرانی و از سرداران سپاه گودَرز که در جنگ یازده رخ در میمنۀ سپاه می جنگید. کتماره در برخی از نسخه های شاهنامه از خاندان قارن آمده است و در برخی از نسخه ها این نام را به صورت های کَشماره ، کَیماره ، کتمازه و کتماره نوشته اند که حکایت از ناآشنابودنِ نام دارد.wikijoo: کتماره...

فرهنگ فارسی

نام پهلوان ایرانی پسر قارن

فرهنگ اسم ها

اسم: کتماره (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: katmare) (فارسی: کتماره) (انگلیسی: katmareh)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی در سپاه رستم پهلوان شاهنامه

کلمات مرتبط

  • کتاره
  • کتاره بند
  • کتاره زدن
  • دونای زرین کتاره
  • کاماره سور مر
  • کامارهاتی
  • سما کاره
  • کاباره
  • کاره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات