کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کبودچشم | کلماتور
معانی کلمه : کبودچشم
تلفظ بین المللی :
/kˌabuːdtʃˈaʃam/
تلفظ :
[k,abu:dtS'aSam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کبودچشم شدن
کبودچشمه
کبودجامه
کبودجامه شدن
کورچشمه
کبودشدگی
رکن الدین کبودجامه
کبودتشت
کهوچشمه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کبودچشم. [ ک َ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه چشمش به سبزی زند. ( آنندراج ). ازرق. ( ترجمان القرآن ). زاع. زاغ چشم. سبزچشم. زرقاء. ( یادداشت مؤلف ) : و این مرد بازرگان سرخ و کبودچشم بود. ( سندبادنامه ص 305 ).
فرهنگ عمید
آن که چشم های آبی دارد، ازرق چشم.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه تخم چشمش کبود باشد ازرق چشم .
کلمات مرتبط
کبودچشم شدن
کبودچشمه
کبودجامه
کبودجامه شدن
کورچشمه
کبودشدگی
رکن الدین کبودجامه
کبودتشت
کهوچشمه
نظرات