معانی کلمه : کاهنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کم کننده.
فرهنگ فارسی
کم گرداننده کم کننده
مادهای که به عنصر یا ترکیب الکترون دهد و بدینترتیب از ظرفیت مثبت آن بکاهد
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{reductant} [شیمی، مهندسی بسپار] ماده ای که به عنصر یا ترکیب الکترون دهد و بدین ترتیب از ظرفیت مثبت آن بکاهد
