کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کاریست
تلفظ بین المللی :
/kˈɑrist/
تلفظ :
[k'ARist]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اورستد هانس کریستیان
اوپدال کریستوفر
اندرسن هانس کریستیان
اپل کارل کریستیان
انفینسن کریستین
اکونیا کریستوبال د
اگاتا کریستی
اینگولد کریستوفر
ایکمان کریستیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کاریست. ( اِخ ) شهری در اِوبه. ( ایران باستان چ 1 ج 1 ص 670 ). و رجوع به ص 827 از همین کتاب شود.
فرهنگ فارسی
شهری در اوبه
کلمات مرتبط
اورستد هانس کریستیان
اوپدال کریستوفر
اندرسن هانس کریستیان
اپل کارل کریستیان
انفینسن کریستین
اکونیا کریستوبال د
اگاتا کریستی
اینگولد کریستوفر
ایکمان کریستیان
نظرات