Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاروان زن

تلفظ بین المللی : /kɑrˈevɑn zˈan/ تلفظ :‌ [kAR'evAn z'an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • کاروان زنی
  • زنجیره انسانی حمایت از کارون
  • کاروان
  • کاروان خانه
  • کاروان رو
  • کاروان زدن
  • کاروان سالار
  • کاروان شادی
  • کاروان شتر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کاروان زن. [ کارْ / رِ زَ ] ( نف مرکب ) دزدی که کاروان میزند. کسی که کاروان را لخت میکند :
کرشمه کردنی بر دل عنان زن
خمارآلوده چشمی کاروان زن.
نظامی.
ازین مشتی خیال کاروان زن
عنان بستان ، علم بر آسمان زن.
نظامی.

فرهنگ عمید

۱. دزدی که به کاروان حمله کرده و اموال کاروانیان را غارت می کند.
۲. [مجاز] دلربا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دزدی که بکاروان حمله میکند و پول و اثاث. کاروانیان را بغارت میبرد : [ گر شمه کردنی بر دل عنانی زن خمار آلوده چشمی کاروان زن ] . ( نظامی )
دزدی که کاروان می زند

کلمات مرتبط

  • کاروان زنی
  • زنجیره انسانی حمایت از کارون
  • کاروان
  • کاروان خانه
  • کاروان رو
  • کاروان زدن
  • کاروان سالار
  • کاروان شادی
  • کاروان شتر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات