کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کاروان-زنی | کلماتور
معانی کلمه : کاروان زنی
تلفظ بین المللی :
/kɑrˈevɑn zˈani/
تلفظ :
[kAR'evAn z'ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کاروان
کاروان خانه
کاروان رو
کاروان زدن
کاروان زن
کاروان سالار
کاروان شادی
کاروان شتر
کاروان شکن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کاروان زنی. [ کارْ / رِ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل کاروان زن. لخت کردن کاروانیان : و او را با خودبدزدی و کاروان زنی بردی. ( از بختیارنامه چ وحید ).
فرهنگ فارسی
حمله بکاروان و غارت پول و اثاث. کار وانیان : [ و او را با خود بدزدی و کاروان زنی بردن ] . ( بختیار نامه )
لخت کردن کاروانیان
کلمات مرتبط
کاروان
کاروان خانه
کاروان رو
کاروان زدن
کاروان زن
کاروان سالار
کاروان شادی
کاروان شتر
کاروان شکن
نظرات