Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ژیگو

تلفظ بین المللی : /ʒˈiɡu/ تلفظ :‌ [Z'igu]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • ژیگول
  • ژیگولت
  • ژیگولو
  • جوان ژیگولو و خودنما
  • جاهل ها و ژیگول ها
  • دوس بیگالو ژیگولوی اروپایی
  • ژیگولوی امریکایی
  • ژیگولوی تحلیل رفته
  • ژیگولوی رو به زوال
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

ژیگو. ( اِخ ) ژان. نام نقاش وقایع تاریخی و مصور فرانسوی. مولد بزانسون و وفات در پاریس ( 1806 - 1894 م. ).

فرهنگ معین

(گُ ) [ فر. ] (اِ. ) خوراکی شامل گوشت بی استخوان (معمولاً ) گوساله که با چاشنی و ادویه پخته می شوند.

فرهنگ فارسی

خوراکی شامل گوشت بی‌استخوان گوساله با چاشنی

نقاش وقایع تاریخی و مصور فرانسوی (و.بزانسون ۱۸٠۶- ف.پاریس ۱۸۹۴ م. ) .
نام نقاش وقایع تاریخی و مصور فرانسوی . مولد بزانسون و وفات در پاریس .

دانشنامه عمومی

ژیگو (به فرانسوی: Gigot) یک غذای گوشتی کشور فرانسه است. گوشت ژیگو باید نرم و از ران گوسفند یا گوساله جوان باشد.نبو
ژیگو را با روغن، نمک، سبزی معطر و سیر طبخ می کنند.
wiki: ژیگو

کلمات مرتبط

  • ژیگول
  • ژیگولت
  • ژیگولو
  • جوان ژیگولو و خودنما
  • جاهل ها و ژیگول ها
  • دوس بیگالو ژیگولوی اروپایی
  • ژیگولوی امریکایی
  • ژیگولوی تحلیل رفته
  • ژیگولوی رو به زوال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات