معانی کلمه : ژیگو
لغت نامه دهخدا
ژیگو. ( اِخ ) ژان. نام نقاش وقایع تاریخی و مصور فرانسوی. مولد بزانسون و وفات در پاریس ( 1806 - 1894 م. ).
فرهنگ معین
(گُ ) [ فر. ] (اِ. ) خوراکی شامل گوشت بی استخوان (معمولاً ) گوساله که با چاشنی و ادویه پخته می شوند.
فرهنگ فارسی
خوراکی شامل گوشت بیاستخوان گوساله با چاشنی
نقاش وقایع تاریخی و مصور فرانسوی (و.بزانسون ۱۸٠۶- ف.پاریس ۱۸۹۴ م. ) .
نام نقاش وقایع تاریخی و مصور فرانسوی . مولد بزانسون و وفات در پاریس .
نام نقاش وقایع تاریخی و مصور فرانسوی . مولد بزانسون و وفات در پاریس .
دانشنامه عمومی
ژیگو (به فرانسوی: Gigot) یک غذای گوشتی کشور فرانسه است. گوشت ژیگو باید نرم و از ران گوسفند یا گوساله جوان باشد.نبو
ژیگو را با روغن، نمک، سبزی معطر و سیر طبخ می کنند.
ژیگو را با روغن، نمک، سبزی معطر و سیر طبخ می کنند.
wiki: ژیگو
