کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ژیگولت | کلماتور
معانی کلمه : ژیگولت
تلفظ بین المللی :
/ʒiɡˈuːlat/
تلفظ :
[Zig'u:lat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ژیگول
ژیگولو
جوان ژیگولو و خودنما
جاهل ها و ژیگول ها
دوس بیگالو ژیگولوی اروپایی
ژیگولوی امریکایی
ژیگولوی تحلیل رفته
ژیگولوی رو به زوال
ژیگولیوفسک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ژیگولت. [ گ ُ ل ِ ] ( فرانسوی ، ص ، اِ ) تأنیث ژیگولو. زن ِ خودآراکه پیوسته در لهو و لعب و مجالس رقص وقت بگذراند.
فرهنگ معین
(گُ لِ ) (اِ. ) مؤنث ژیگولو، دختری که همواره در مجالس لهو و لعب و رقص حضور یابد و وقت خود را به بطالت گذراند.
فرهنگ فارسی
زن جوان بسیار خود آرا
( اسم ) مونث ژیگولو دختری که همواره در مجالس لهو و لعب و رقص حضور یابد و وقت خود را به بطالت گذراند .
کلمات مرتبط
ژیگول
ژیگولو
جوان ژیگولو و خودنما
جاهل ها و ژیگول ها
دوس بیگالو ژیگولوی اروپایی
ژیگولوی امریکایی
ژیگولوی تحلیل رفته
ژیگولوی رو به زوال
ژیگولیوفسک
نظرات