Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چوبک

تلفظ بین المللی : /tʃˈuːbak/ تلفظ :‌ [tS'u:bak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • چوبک صادق
  • چوبک زن
  • چوبک اشنان
  • چوبک زدن
  • چوبک زنی
  • چوبک استرالیا
  • چوبک بزرگ چان
  • چوبک تام دائو
  • چوبک جالوت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

چوبک. [ ب َ ] ( اِ مصغر ) چوب خرد و کوچک. ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). جبیره و جباره ؛ چوبک هائی که بر استخوان شکسته بندند. کرظة؛ چوبک گوشه کمان. کظر؛ چوبک گوشه کمان. قعسری ؛ چوبک که بدان آسیای دستی گردانده شود. ( منتهی الارب ).- چوبک در میانه شکستن ؛ شاید چوبک شکستن بعلامت قهر و پنداشتی چون خط و نشان کشیدن امروز، رسمی بوده است : من بصد تیغ از او می نبرم او دانددر میان من ...

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) ریشۀ گیاه اشنان که آن را پس از خشک کردن می کوبند و در شستن پارچه و لباس به کار می برند، چوبک اشنان، جوغان، بیخ، کنشتو، کنشتوک، غسلج.
۲. [مصغرِ چوب] چوب کوچک.
۳. چوب کوتاه و باریک که با آن طبل می زنند.

فرهنگ معین

(بَ ) (اِ. ) ۱ - گیاهی دارای گل های مجتمع با برگ های خاردار و ریشة ضخیم . ریشة این گیاه را پس از خشک کردن می کوبند و نرم می کنند و در شستن لباس به کار می برند. ۲ - چوب کوتاه و باریکی که بعضی از سازهای کوبه ای مانند طبل را با آن می نوازند. ۳ - نام تخته و چو
(بَ) (اِ.) 1 - گیاهی دارای گل های مجتمع با برگ های خاردار و ریشة ضخیم . ریشة این گیاه را پس از خشک کردن می کوبند و...

دانشنامه آزاد فارسی

گیاهان متعلق به جنس Acanthophyllum از تیرۀ میخک. این گیاهان، نیمه درختچه ای و به صورت پشته مانند، پایا، دارای برگ های خاری شده، گل های سفید یا صورتی و بدون پایه و مجتمع و بی دوام اند. این گیاهان در برخی ارتفاعات و مناطق مرکزی و بیابانی ایران می رویند. سابقاً از این گیاه برای شست وشوی لباس استفاده می شد.wikijoo: چوبک...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - چوب کوچک ( مطلقا ) . ۲ - چوب کوتاه و باریک که بدان طبل نوازند . ۳ - چوب و تخته ای که مهتر پاسبانان شبها بدست میگرفت و آن چوب را بر آن تخته میزد تا پاسبانان از صدای آن بیدار باشند . ۴ - گیاهی از تیر. قرنفلیان که دارای گلهای مجتمع به آرایش مرکب میباشد و برگهایش دارای خار است . ریش. آن ضخیم و لعابدار است و کوبید. آن نیز بنام (( چوبک ) ) بمصرف لباس شویی میرسد چوبه بیخ سطرونیون ....

دانشنامه عمومی

صادق چوبک، نویسنده ایرانی.چوبک، جماعت و شهرکی در تاجیکستان.چوبک طبلچوبک غذاخوری یا چاپستیکچوبک سرده گیاهانچوبک سرده جانورانچوبک تام دائو گونه ای از سرده چوبکحشره ای به نام چوبک بزرگ چانواژه چوبَک می تواند به موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:wiki: تیرهٔ میخکیان است. این جنس در ایران ۳۲ گونه گیاه بوته ای اغلب پشته ای دارد که در ارتفاعات کوهستانی و بیابانی می روید.wiki: چوبک (سرده)...

مترادف و متضاد

چوب کوچک

اشنان، چوبه

۱. چوب کوچک
۲. اشنان، چوبه

فرهنگستان زبان و ادب

{bolt, block} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] گِرده بینه یا چوب کاغذ کوچک
{stick} [موسیقی] نوعی کوبۀ ساده که معمولاً از آن برای نواختن طبل ها و سنج ها استفاده میشود

کلمات مرتبط

  • چوبک صادق
  • چوبک زن
  • چوبک اشنان
  • چوبک زدن
  • چوبک زنی
  • چوبک استرالیا
  • چوبک بزرگ چان
  • چوبک تام دائو
  • چوبک جالوت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات