معانی کلمه : چلونک
لغت نامه دهخدا
چلونک . [ چ َ ن َ ] (اِ) درخت و بوته ٔ خربزه را گویند. (برهان ) (آنندراج ). همان جلونک است . (شرفنامه ٔ منیری ). جلنگ .بیاره و بته ٔ خربزه و هندوانه و کدو و خیار و نظایراینها. و رجوع به جلنگ و جلونک شود. || تخم خربزه یا گل آن . (ناظم الاطباء). || (اِخ ) نام شخصی بوده است . (برهان ) (جهانگیری ) (رشیدی ).
فرهنگ عمید
جلونک#NAME?
= جلونک
دانشنامه عمومی
چلونک روستایی در دهستان آفریز بخش سده شهرستان قائنات استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۳۰۶ نفر (در ۹۰ خانوار) بوده است.
wiki: چلونک
