کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چربی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : چربی کردن
تلفظ بین المللی :
/tʃˈarbi kˈardan/
تلفظ :
[tS'aRbi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چربی دار کردن
با میخ چوبی مسدود کردن
چرب زبانی کردن
چرب و نرم کردن
چرب کردن
چرمی کردن
تن را چرب کردن
سبیل کسی را چرب کردن
گردن چرب کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چربی کردن. [ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بملایمت و آهستگی پیش آمدن. ( ناظم الاطباء ). ملایمت کردن. نرمی کردن. || رفق و مدارا کردن. || تواضع و فروتنی کردن. رجوع به چربی و چربی نمودن شود.
فرهنگ فارسی
به ملایمت و آهستگی پیش آمدن یا تواضع و فروتنی کردن .
کلمات مرتبط
چربی دار کردن
با میخ چوبی مسدود کردن
چرب زبانی کردن
چرب و نرم کردن
چرب کردن
چرمی کردن
تن را چرب کردن
سبیل کسی را چرب کردن
گردن چرب کردن
نظرات