معنی کلمه : سبیل کسی را چرب کردن
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> سبیل کسی را چرب کردن
رشوه دادن به کسی
مثال:
بازرس اداره ی بهداشت نگاهی سطحی به آشپزخانه و دستشویی انداخت و با رضایت خداحافظی کرد و رفت. مثل روز روشن بود که صاحب رستوران سبیلش را چرب کرده بود.
رشوه دادن به کسی
مثال:
بازرس اداره ی بهداشت نگاهی سطحی به آشپزخانه و دستشویی انداخت و با رضایت خداحافظی کرد و رفت. مثل روز روشن بود که صاحب رستوران سبیلش را چرب کرده بود.
