Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چاقو دسته کردن

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑq1uː dˈasteː kˈardan/ تلفظ :‌ [tS'Aq1u: d'aste: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چاقو دسته خودش را نمی برد
  • صد تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره
  • کسی صد چاقو می سازد یکی از انها هم دسته ندارد
  • دسته چاقو
  • چاقوی دو دسته
  • چاقوی بی دسته
  • چاقو
  • چاقو زدن
  • چاقو کشی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چاقو دسته کردن. [ دَ ت َ / ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیکار بودن. کار نداشتن. سر بجیب فرو بردن. ( آنندراج ). غنچه خسپ بودن. ( آنندراج ). || در سرما گرم شدن را چمباتمه و بر پاشنه نشستن. ( امثال و حکم دهخدا ) : سر نهاده میان زانوهاهر زمان ساخت دسته چاقوها.( از امثال و حکم دهخدا ).|| کنایه از جماع و لواط کردن. اغتلام. و به اصطلاح کنایه از اغلام است. ( آنندراج ). ...

فرهنگ فارسی

بیکار بودن . کار نداشتن .

کلمات مرتبط

  • چاقو دسته خودش را نمی برد
  • صد تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره
  • کسی صد چاقو می سازد یکی از انها هم دسته ندارد
  • دسته چاقو
  • چاقوی دو دسته
  • چاقوی بی دسته
  • چاقو
  • چاقو زدن
  • چاقو کشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات