کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چاقو-کشی | کلماتور
معانی کلمه : چاقو کشی
تلفظ بین المللی :
/tʃˈɑq1uː kˈeʃi/
تلفظ :
[tS'Aq1u: k'eSi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چپق کسی را چاق کردن یا کشیدن
چاقوکشی
چاقوکش
چاقو
چاقو زدن
چاقو یا شمشیر بزرگ
چاقو تیزکن
چاقو مانندی مخصوص پوست گیری از بلوط یا قالی بافی
چاقو دسته خودش را نمی برد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
چاقوکشی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل چاقوکش. هرزگی. عربده جویی. ولگردی. باج خواهی. بچاقچی گری. پیچاقچی گری.
فرهنگ فارسی
عمل چاقوکش
هرزگی . عربده جویی . ولگردی . باج خواهی . بچاق چی گری . پیچاق چی گری .
مترادف و متضاد
ruffianism
(اسم)
وحشیگری، الواتی، چاقو کشی
snickersnee
(اسم)
چاقو کشی، چاقو یا شمشیر بزرگ
کلمات مرتبط
چپق کسی را چاق کردن یا کشیدن
چاقوکشی
چاقوکش
چاقو
چاقو زدن
چاقو یا شمشیر بزرگ
چاقو تیزکن
چاقو مانندی مخصوص پوست گیری از بلوط یا قالی بافی
چاقو دسته خودش را نمی برد
نظرات