Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیچانیدن

تلفظ بین المللی : /pˌitʃɑnˈidan/ تلفظ :‌ [p,itSAn'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • باشست پیچاندن
  • بهم پیچاندن
  • پیچاندن
  • پیچاندن سر
  • پیچاندن سر بره
  • جر دادن و پیچاندن سر
  • پیچنیدن
  • زبان در کام پیچاندن
  • سر پیچاندن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پیچانیدن. [ دَ ] ( مص ) پیچاندن. پیچ دادن. تلویة. عصد. ( تاج المصادر بیهقی ). حرکت دوری دادن. گرد گردانیدن چون پیچانیدن کلید در قفل یا دست کسی را. پیت دادن ( در تداول مردم قزوین ). رجوع به پیچاندن شود : حکیمی بازپیچانید رویش مفاصل نرم کرد از هر دو سویش.سعدی.- گردن یا سر پیچانیدن ؛ سر باز زدن. امتناع کردن : بدین روز با خوارمایه سپاه برابر یکی ساختی رزمگاه نیابی جز این نیز پیغام من اگر سر بپیچانی از...

فرهنگ معین

(دَ ) (مص م . ) نک پیچاندن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پیچاندن

مترادف و متضاد

trill (فعل)
لرزیدن، چهچه زدن، جاری شدن، روان شدن، چرخیدن، با تحریر خواندن، پیچانیدن

کلمات مرتبط

  • باشست پیچاندن
  • بهم پیچاندن
  • پیچاندن
  • پیچاندن سر
  • پیچاندن سر بره
  • جر دادن و پیچاندن سر
  • پیچنیدن
  • زبان در کام پیچاندن
  • سر پیچاندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات