Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیغام

تلفظ بین المللی : /pejq1ˈɑm/ تلفظ :‌ [pejq1'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • پیغام خطا
  • پیغام آور
  • پیغام اور
  • پیغام بردن
  • پیغام دادن
  • پیغام دار
  • پیغام رسان
  • پیغام گزار
  • پیغام آوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پیغام. [ پ َ / پ ِ ] ( اِ ) پیام.سفارة. ( دهار ). از زبان کسی چیزی گفتن ، و آنرا پیغام زبانی نیز گویند و پیغام کاغذی پیغامی که بتوسل مکتوب ادا کنند. و پیام را بلغت ژند و پاژند پیتام گویند. ( آنندراج ). رسالت. ملأک. ملأکة. وحی. علوج. رسیل.رسول. رسالة. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). سخنی که بوسیله دیگری بکسی رسانند. مراسلة. آنچه از گفتار بکسی گویند که رفته بدیگری از جانب گوینده رساند. آنچه از گ...

فرهنگ عمید

سخن یا مطلبی که از طرف کسی برای کس دیگر فرستاده شود: از هرچه می رود سخن دوست خوش تر است / پیغام آشنا نفس روح پرور است (سعدی۲: ۳۳۹ ).

فرهنگ معین

(پِ ) (اِ. ) خبر، پیام ، مژده .

فرهنگ فارسی

پیام، سخن یامطلب ازجانب کسی برای دیگری فرستند( اسم ) ۱- از زبان کسی خبری و مطلبی بدیگران گفتن رسالت پیام : چو بشنید پیغام او سوفرای بیاورد لشکر بپرده سرای . ( شا. بخ ۲۲۸۳ : ۸ ) محصل پیغام آنکه بنده را چه حد آنست که آن حضرت بنفس مبارک متوجه قهر این خاکسار بی مقدار گردد. ۲- بشارت مژده : تا شنید از یار پیغام وصال یار گل بر هوا می افکند از خرمی دستار گل . ( وحشی ) جمع :پیغامات . یا پیغام کاغذی . پیغام...

دانشنامه عمومی

پیغام (فیلم ۱۹۵۹). «پیغام» (انگلیسی: Paigham) فیلمی هندی است که در سال ۱۹۵۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به دیلیپ کومار، ویجینتی مالا و راج کومار اشاره کرد.
wiki: پیغام (فیلم ۱۹۵۹)

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: peyqām) (= پیام) ، ← پیام.

اسم: پیغام (پسر) (فارسی) (تلفظ: peyqām) (فارسی: پيغام) (انگلیسی: peygham)
معنی: خبر، پیام، مژده

مترادف و متضاد

word (اسم)خبر، خطابت، عهد، لفظ، حرف، گفتار، قول، فرمان، فرمایش، سخن، پیغام، کلمه، لغت، واژهdispatch (اسم)شتاب، ارسال، مخابره، اعزام، گسیل، پیغام، توزیع امکانات، انجام سریعerrand (اسم)ماموریت، فرمان، ارجاع، پیغامmessage (اسم)خط، پیغام، پیام...

واژه نامه بختیاریکا

سعدی

کلمات مرتبط

  • پیغام خطا
  • پیغام آور
  • پیغام اور
  • پیغام بردن
  • پیغام دادن
  • پیغام دار
  • پیغام رسان
  • پیغام گزار
  • پیغام آوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات