کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیر-افشانی | کلماتور
معانی کلمه : پیر افشانی
تلفظ بین المللی :
/pˈir afʃˈɑni/
تلفظ :
[p'iR afS'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پر افشانی
پیرافشانی
پیزر افشان
پرافشانی
پیر
پیر احمد لر
پیر بهار
پیر بوداق
پیر بکران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پیرافشانی. [اَ ] ( حامص مرکب ) کار جوانانه کردن در پیری. ( آنندراج ). کارهای جوانان در هنگام پیری کردن :
خزان آمد گریبانی به رندی چاک خواهم زد
بمن ده می که پیرافشانی چون تاک خواهم زد.
بابافغانی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کار جوانانه کردن در پیری
کلمات مرتبط
پر افشانی
پیرافشانی
پیزر افشان
پرافشانی
پیر
پیر احمد لر
پیر بهار
پیر بوداق
پیر بکران
نظرات