Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پژمراندن

تلفظ بین المللی : /pˌaʒamrˈɑndan/ تلفظ :‌ [p,aZamR'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • پژمراننده
  • پژمرانیدن
  • فرو پژمردن
  • لگد پراندن
  • مگس پراندن
  • از جا پراندن
  • بیرون پراندن
  • تیکه پراندن
  • تف پراندن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پژمراندن. [ پ َ م ُ دَ ] ( مص ) پژمرانیدن. پژمرده کردن. اِذواء. اِذبال. اِلواء :
همی پژمراند رخ ارغوان
کند تیره دیدار روشن روان.
فردوسی.

فرهنگ عمید

۱. پژمرده ساختن: همی پژمراند رخ ارغوان / کند تیره دیدار روشن روان (فردوسی: ۱/۱۱۵ ).
۲. افسرده کردن.

فرهنگ فارسی

پژمرده ساختن، افسرده کردن، پژمرده کننده
( مصدر ) ۱- افسرده کردن غمناک ساختن . ۲- خشک ساختن اذبال .

کلمات مرتبط

  • پژمراننده
  • پژمرانیدن
  • فرو پژمردن
  • لگد پراندن
  • مگس پراندن
  • از جا پراندن
  • بیرون پراندن
  • تیکه پراندن
  • تف پراندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات