کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پهنور
تلفظ بین المللی :
/pˈahnuːr/
تلفظ :
[p'ahnu:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
پانوراما
پهناور
پانورامیک
پرنور
پرنورد
پهناوری
پهلوران سینه
پهلوران پاشنه
پهنو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
پهنور. [ پ َ ]( اِ ) چیزی چون دستنبو. ( انجمن آرا ). چیزی چون دستنبوی که بتازی حنظل گویند و قثاء النعام. ( آنندراج ) ( برهان ). || پهی که خرزهره باشد. ( برهان ).
فرهنگ عمید
کبست، حنظل، هندوانۀ ابوجهل.
کلمات مرتبط
پانوراما
پهناور
پانورامیک
پرنور
پرنورد
پهناوری
پهلوران سینه
پهلوران پاشنه
پهنو
نظرات