کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پرنور | کلماتور
معانی کلمه : پرنور
تلفظ بین المللی :
/pornˈur/
تلفظ :
[poRn'uR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پرنورد
دُش بیش پروردگی ماهیچه
دُش پرورد
دُش پروردگی
دُش پروردگی ماهیچه
دُش پروردگی چربی تناسلی
دُش پروردگی چشمی ـ حلقی
دُش پروردگی کشَنگی
دین پرور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
پرنور. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) صاحب فروغ بسیار :
همی تابد شعاع داد از آن پرنور پیشانی.
لوکری.
فرهنگ عمید
بسیارروشن، دارای روشنایی بسیار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دارای شعاع بسیار .
مترادف و متضاد
shiny
(صفت)
درخشان، براق، افتابی، زرق و برق دار، صیقلی، پرنور
کلمات مرتبط
پرنورد
دُش بیش پروردگی ماهیچه
دُش پرورد
دُش پروردگی
دُش پروردگی ماهیچه
دُش پروردگی چربی تناسلی
دُش پروردگی چشمی ـ حلقی
دُش پروردگی کشَنگی
دین پرور
نظرات