Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پس افکند

تلفظ بین المللی : /pˈas ˈafkand/ تلفظ :‌ [p'as 'afkand]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • پس افکندن
  • پس گوش افکندن
  • پس افکنده
  • پس پشت افکندن
  • پس پشت افکنده
  • پسافکند
  • پرافکندن
  • پرافکنده
  • پس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

پس افکند. [ پ َ اَ ک َ ] ( ن مف مرکب ) پس اوگند. پس افگند.ذخیره. پس افتاده. پس انداز. اندوخته. مانید. یخنی :
هم بعلم خودش بده پندی [ کذا ]
که ندارد جز این پس افکندی.
اوحدی.
|| میراث. ( برهان قاطع ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- ذخیره اندوخته پس افکندن پس انداز پس او گند . ۲- آنچه از اقساط بدهی و قرضی در موعد خود پرداخت نشده باشد.

دانشنامه عمومی

[pasafkand] چیزی که از کسی باقی بماند، ارث.


کلمات مرتبط

  • پس افکندن
  • پس گوش افکندن
  • پس افکنده
  • پس پشت افکندن
  • پس پشت افکنده
  • پسافکند
  • پرافکندن
  • پرافکنده
  • پس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات