معانی کلمه : پس افت
لغت نامه دهخدا
پس افت. [ پ َ اُ ] ( ن مف مرکب ) ذخیره. یخنی. اندوخته. || آنچه از اقساطِ بدهی و قرضی در موعد خود پرداخته نشده باشد.
فرهنگ عمید
۱. بدهی که در موعد خود پرداخت نشده باشد.
۲. اندوخته، ذخیره.
۲. اندوخته، ذخیره.
فرهنگ معین
(پَ . اُ ) (اِ. ص . ) ۱ - بدهی عقب افتاده . ۲ - اندوخته ، ذخیره .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- ذخیره اندوخته پس افکندن پس انداز پس او گند . ۲- آنچه از اقساط بدهی و قرضی در موعد خود پرداخت نشده باشد.
گویش مازنی
( پس آفت ) /pas aaft/ آب غوره ی آمیخته با تفاله که آنرا جدا سازند
مترادف و متضاد
تاخیر
اندوخته، باقیمانده، پسانداز، ذخیره
