معانی کلمه : پروتئین کژتابیده
فرهنگ فارسی
پروتئینی که مسیر تابیدگی را بهدرستی طی نکرده است
فرهنگستان زبان و ادب
{misfolded protein} [زیست شناسی-پروتگان شناسی] پروتئینی که مسیر تابیدگی را به درستی طی نکرده است

پروتئینی که مسیر تابیدگی را بهدرستی طی نکرده است